محمد تقي جعفري
104
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
از دست مىدهند . آزادى و اختيار است ، زيرا قدرت آن عامل تحرك است كه با وعدهء دروغين آزادى مطلق ، همهء عناصر شخصيت قدرتمند را در طبيعت ناآگاه و بىهدفش مىفشارد و همهء دگرگونىهايى را كه در جريان موقعيتهاى وى بوجود مىآورد ، چيزى جز انتقال از يك موقعيت جبرى به موقعيت جبرى ديگر نمىباشند . 3 - ناتوانترين جانوران روى زمين قدرت پرستانند كه براى اثبات موجوديت خود ، راهى جز منتقى ساختن موجوديت ديگران نمىشناسند . 4 - اگر قدرتمند قدرتپرست كسى را براى اشباع حس قدرتپرستى خود پيدا نكند ، خواهد كوشيد كه كسانى را بسازد كه در برابر او سر تسليم فرود بياورند و تأسف و زجرى كه از نبودن موردى براى اجراى قدرت گريبان او را مىفشارد ، تلختر از يأس و تلاش آن ناتوان است كه حيات خود را در چنگال قدرتمند رو بزوال مىبيند . قوانين اخلاقى و حقوقى و ديگر مقررات ضد تزاحم براى تعديل و خاموش ساختن جوش و خروش قدرتمندان ، آن اندازه مؤثر است كه چند عدد سنگ و كلوخ ناچيز براى خفه كردن كوه آتشفشان . 5 - روياروى قرار گرفتن دو عقل يا دو وجدان با يكديگر روشنائىها بوجود مىآورد و آدميان را بر استعدادهاى نهفته در نهادشان آگاه مىسازد و آنان را به مسير « حيات معقول » رهنمون مىشود . در صورتى كه روياروئى بردگان قدرت مهار نشده بر تاريكىها مىافزايد و استعدادهاى مثبت را خنثى و نيروهاى ويرانگر را بيدار نموده و به كار مىاندازد . 6 - يكى از نارسائيهاى عقول قدرتمندان اينست كه منطقى براى خود مىسازند كه رويدادهاى غير قابل پيشبينى را به هيچ وجه به حساب نمىآورند . اينان پس از فرود آمدن رويدادهاى محاسبه نشده يا غير قابل پيشبينى بر موجوديتشان اگر فرصتى پيدا كنند ، فقط به اشك سوزان قناعت ميكنند يا در لابلاى پردههاى ضخيم از تاريكىها فروميروند ، برويد صفحات تاريخ بشرى را ورق بزنيد ،